گاهی میان انبوه زنانگیم حس میکنم باید مثل یک مرد باشم
فکر کردن به اینکه روزی در آغوش مردی باید قرار بگیرم که فقط جسمم از آن اوست و احساسم برای دیگری عذابم می دهد... حس می کنم اینطوری بهش خیانــــــــــــــــــــــــــــــــت می کنم. نمی دونم یه لحظه با خودم چه فکری کردم که بهتره برم ظرفهای شام رو بشورم*! شاید حس کردم برای چند دقیقه بشه اونجا کنار سینک ظرف شویی با چندتا بشقاب و یک شیشه مایع ظرف شویی و همینطور اسکاچ تنها باشم و درد و دل کنم!سنفونی صدای آب هم بتونه درکنار همه این دوستان ضرباهنگ زیبایی رو به وجود بیاره و راحتتر اشک منو درآره... ___________________________________________________ دارم روزها رو مثل یه زندانی محبوس در سلول انفرادی می شمارم دلم می خواست وسط اتوبان پیاده شم و یه جیغ بلند بکشم... *شستن ظرفهای شام رو دوست ندارم! زمزمه میکنم: قوی باش مثل یک مرد جسـارت میخـواهـد
آری
| Design By : RoozGozar.com |
